استان همدان که که از باستانی ترین شهرهای کشور و مهد تمدن اقوام آریایی بوده است ، مهد پرورش بزرگان علم و عرفان و دین است . خاک عالم پرور آن متبرک به قدوم بزرگان و مفاخر دین و عرفان این مرز و بوم امثال آخوند ملاعلی همدانی، آخوند ملا حسینقلی همدانی که از بزرگترین عارفان و سالکان قرن اخیر بشمار میروند می باشد... در ایام دفاع مقدس نیز رزمندگان این استان همواره در عملیاتهای سرنوشت ساز و حساس دوران جنگ نقش کلیدی و حساس ایفا کردند و هزاران شهید آرمیده در جوار عرفا و علمای این دیار، گواه تاثیر انفاس پاک و قدسی همان عالمان و بزرگان دین و فقه و عرفان و نتیجه سالها کوشش و مجاهدت و ریاضتهای آنان، در دمیدن روح غیرت و جوانمردی در مردم آن دیار است .
از خون دل علما و سالکین دیار عرفان و فانیان طریق الی الله و واصلان منزل دوست و فاتحان سنگرهای جهاد اکبر و اصغر ؛ ثمره ای به بار نشست بنام جوانهای دهه شصت که خون جانشان در چشمه جوشان خون های دل و جگر و قلم عرفا و علما و زعمای دینی، پیوندی مبارک را به تماشاگه عرشیان و آیندگان و فرشیان آورد که همدان را به گنجنامه ای تاریخی از جنگ نامه های جهاد اکبر علما و اصغر و اکبر شهداء تبدیل کرده است. انشالله برآنیم در این مجال هر بار به معرفی مزار یکی از آرمیدگان دیار خاک و نازپروازان آسمان وصال یار، بپردازیم:
این تصویر مربوط به مزار یک شهید گمنام است که در سالن موزه دفاع مقدس همدان واقع شده است و روزانه مورد زیارت خیل بازدیدکنندگان موزه قرار میگیرد... لازم بذکر است این موزه پروژه ای بسیار بزرگ و منحصربفرد در سطح کشور و دارای چندین فاز، از سال 1376 ساخت آن شروع شده است و همچنان ادامه دارد :


معمولا در همه گلزارهای شهدا در شهرهای گوناگون، دیده می شود که مزار مطهر شهدا یک یا چند وجب از سطح زمین بالاترند؛ این بلندی مزار، در برخی از شهرها به یک متر هم میرسد. سنگ مزار شهدا هم معمولاً از نوع مرغوب انتخاب میشود.
اما در میان گلزار بهشت علی دزفول، تنها یک قبر وجود دارد که بی نام، ساده و همسطح زمین است و آن مزار عارف وارسته فرمانده شهید بهمن ـ محمد جواد ـ دُرولی است.
بهمن دُرولی همان دانشجوی ـ دانشگاه علم و صنعت ـ شهیدی است که وصیت کرد:
قبرم را ساده و هم سطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آن را بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسد: «پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی»
عارفی دلسوز:
«خدایا! آنچنان که از تو میترسم، به رحمتت امید دارم. خدایا! میدانم آنچنان که دادهای مؤاخذه میکنی، اما ای فریادرس! روزی که مؤآخذه ام میکنی، هیچ جوابی برایت ندارم. تو را به وحدانیتت قسم میدهم آن روز دست رد بر سینه ام نزن!
خدایا! دوست داشتم در این مسافرت 25 ساله آنچنان در دنیا کشت کنم که در آخرت روسفید باشم، اما چه کنم که این سگِ نفس من را به دنبال خود کشید.»
این جملات آسمانی از خواجه عبدالله انصاری یا هیچ پیر عاشق و از دنیا بریدهای نیست. اینها را بهمن (محمد جواد) دُرولی نوشته است؛ دانشجوی عارفی که دنیا را سه طلاقه کرده بود و دل عاشق خود را به قرب الهی پیوند داده بود.
بهمن در یکی از یادداشتهایش نوشته بود:
«امروز تا این ساعت برایم پر ارزش و فراموش نشدنی بود، زیرا مقدار زیادی بر اعمال گذشته ام بازگشت داشتم و استغفار نمودم ... خدایا! راضیم به رضایت، ولی دوست دارم و امیدوارم هر لحظه که نوبتم باشد، حتی مویی از بدنم باقی نماند.»
مناجاتی از فرمانده شهید بهمن دُرولی:
خدایا تو شهادت را نصیبم کن، خود چگونه شهید شدن را انتخاب خواهم نمود، خدایا تو شهادت را نصیبم کن که خود عشق و عاشقی را به حد اعلای آن خواهم رساند، خدایا آن گونه خواهم بود که تمام وجودم شیفتگی عشق رسیدن به وصال و حضور به درگاهت را گواه بگیرند.
خدای من، از سر تا به پا در خدمت شمایم، تمام وجودم را هدیه میکنم، چشمانم، پیشانی و سجده گاهم را، سینه و قلبم را، گلو و حنجره ام را، دهان و زبانم را، دست ها و پاهایم را و جزء جزء بدنم را به ساحت مقدست هدیه خواهم کرد، آنگونه به درگاهت خواهم آمد که عشقم را با تمام وجود خود اعلام کرده باشم.
امّا ای خدا، ای رازدار بندگان شرمگینت، ای آنکه در خلوتخانه ام، در خلوت های شبانه ام تنها تو را میطلبیدم، ای آنکه تنها عشق من، مولای من، مرا ببخش.
جسمی را که به من به امانت سپرده بودی سالم نیاورده ام، خدایا آن را پاره پاره آورده ام مرا ببخش، مولای من عفوم کن و در این خصوص از ضاربان بپرس که باید آنها پاسخگوی این عمل ننگین باشند، از خسارت زدگان به جسمم بپرس به چه جرمی آن را دریدند، به چه گناهی به آن حمله ور شدند و گناه من چه بود که اینگونه به درگاهت مرا آوردهاند.
خدای من، جرم من خدا خواهی بود، جرم من تنها عشق به تو بود، جرم من عدالت خواهی بود، جرم من این بود که تنها تو را میخواستم، نمیخواستم بنده غیر تو باشم و حنجره پاره ام این گواهی را میدهد که فقط تو را میطلبیدم و از چشمانم بپرس که فقط آنجا را که تو فرموده بودی مینگریستم و از دست ها و پاهایم سئوال کن که فقط برای رضای تو گام برداشته ام.
خواب های عجیب:
بهمن خواب های عجیبی میدید. که همه را هم یادداشت میکرد:
1) خواب دیدم برای دومین بار به مکه مشرف شدهام ولی این بار با گذشته فرق میکند. همه را نامه زیارت میدادند ولی موقت توانستند زیارت کنند؛ اما به دست من نامهای دادند که چند جمله به این مفهوم نوشته شده بود: «طواف همیشگی». در همین حال، یکی از شهدا را دیدم که اصرار میکرد کاری کنم تا به او اجازهی زیارت داده شود. من هم کارت طواف همیشگی را به دستش دادم. او زیارت کرد و دوباره کارت را به من داد. ناگاه با صدای مؤذن گردان از خواب پریدم.
2) شب سوم شعبان 1406 هجری قمری برابر با 8/1/1365 - تهران، شهید حسین غیاثی را در خواب دیدم که گفت: «زود بیا که منتظرت هستیم و جایت نیز مشخص و معین شده است». پس از این خواب بهمن به دزفول میآید و از آنجا به جبهه اعزام میشود. درست در روز 20/3/1365 آسمانی میشود.
سلام به عاشــقان و دلســـوختگان مکتب خـــون، عشـــق، شهــد نوش ســرخ شهادت!!
و بسیاری شهدای سردار و بسیجی دیگر که در این مزار و حقا در بهشت رضا علیه السلام آرمیده اند که انشالله به مرور هر هفته درباره یکی از این شهیدان معرفی کوتاهی از مزار و سوکش |

رفته بودم سفری سمت مزار شهداء
که طوافی بکنم گرد مزار شهداء
به امیدی که دل خسته، هوایی بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهداء
هرچه زد خنجر احساس به سرچشمه ی عشق
شرمگینم که نشد اشک نثار شهداء
رمز این چشم عطشناک از آنجاست که من
آبیاری نشدم فصل بهار شهداء
چون نشد شمع، دلِ تنگ که سوزد شب عشق
کاش می شد که شوم سنگ مزار شهداء
آخرین خط وصایای دل من این است
که به خاکم بسپارید کنار شهداء
به نام او که شاهد است و شهدا را دوست دارد
سلام ...ان شا الله بتونیم خادمای خوبی واسه شهدای عزیز و مظلوم شهر سر افرازمون (کرمانشاه ) باشیم .
فعلا این یکی دو تا عکس از مزار شهدای استان کرمانشاه تقدیم به همه «شهید دوستان» :
فعلا یا علی ...التماس دعا


زیزمون و در درجه بعد بنام سرداران عشق و شهادت که جنون را از نام خود دیوانه کردند... شهیدانی که هرکدام گنج مخفی یک انقلابند... نه خود یک انقلابند... شهید محمود کاوه به تنهایی یک درس عاشوراست یک سردار گره خورده با نام مشهد منزلش در نزدیکی فلکه ضد؛ از خانواده ای مذهبی بچه مسجدی و پای ثابت منبر حضرت آقا سیدعلی خامنه ای در مسجد امام حسن مجتبی ... این سردار بعنوای رازی از یاران آخرالزمانی عاشورایی امام حسین علیهالسلام برای همیشه در سینه کردستان ماند!...
ان خواهیم داشت...
